کد خبر : 631
تاریخ انتشار : یکشنبه 26 جولای 2020 - 15:47

هشت سال بدون اداره و بدون رابطه استخدامی رئیس و سرپرست باشید!! + اسناد

هشت سال بدون اداره و بدون رابطه استخدامی رئیس و سرپرست باشید!! + اسناد

شاید عجیب باشد، اما واقعیتی است تلخ از اشتباه مهلک و تخلف از قانونی که در مجموعه شرکت غله و خدمات بازرگانی استان آذربایجان غربی رخ داده است.

نکته مهم: روی بحث این گزارش و اسناد، آقای داوود احتشامی نیست بلکه ایشان در تحقیق انجام شده فردی با اخلاق و زحمت کش بوده و نه گردانندگان این پایگاه نه مخاطبین نباید بدون هیچ مدرکی نسبت به پاکدستی وی و افراد مشابه سو ظن داشته یا خدایی ناکرده ایشان را مورد قضاوت نادرست قرار دهند.

مسیر آذربایجان – بحث اصلی این گزارش تخلف آشکار یک شرکت دولتی و احتمال ضرر چند میلیارد تومانی شرکت های دولتی اینچنینی به واسطه این نوع اشتباهات به ظاهر غیر مهم است.

طبق اسنادی که به دست پایگاه خبری مسیر آذربایجان رسیده است، فردی به نام “داوود احتشامی” که گفته می شود یکی از نیروهای شرکت حمل و نقل آبادان است، از سال ۹۱ با عنوان سرپرست و رئیس اداره در شاهین دژ اسناد شرکت غله را امضا می کرده است! (سندی قبل ازسال ۹۱ در دست این پایگاه خبری نیست)

اما برای درک بهتر موضوع اعجاب انگیزجالب است چند نکته را باهم مرور کنیم: اول اینکه مسئولان شرکت غله به طور غیررسمی حاضر به پاسخگویی شدند اما مصاحبه رسمی در این رابطه انجام ندادند.

دوم اینکه برخی از افراد مطلع، علت این موضوع را نبود نیروی کار غله در شاهین دژ و نبود ایراد قانونی برای کمک گرفتن از یک شرکت زیر مجموعه شرکت مادرتخصصی دولتی ایران که غله هم زیرمجموعه آن است می دانند.

اما این پاسخ بسیار سطحی و غیر حرفه ای است، اگر فردی به بدیهیات مسائل حقوقی آشنا باشد، می داند که هیچ کسی بدون داشتن رابطه استخدامی با یک شرکت دولتی حق امضا از طرف آن شرکت در مباحث کلان که مسائل مالی را در پیش دارد، ندارد.

سوم اینکه وقتی کسی رابطه استخدامی با شرکت دولتی مد نظر ندارد یا هیچ ابلاغی به عنوان رئیس یا سرپرست ندارد پس قطعا نه می تواند رئیس آن اداره باشد، نه سرپرست.

نکته چهارم اما پازل را تکمیل تر می کند و بحث را تمام، اصولا تا همین امروز هیچ اداره ای در چارت تشکیلاتی شرکت غله برای شاهین دژ وجود خارجی ندارد و این یعنی هرکسی حتی با رابطه استخدامی رسمی دولتی هم حق استفاده از عنوان سرپرست یا رئیس اداره را در نامه نگاری ها ندارد.

نکته پنجم اما بحث را به سمت سوالاتی پیش می برد که شاید در عین حال که ساده به نظر می آید اما ماجرا از آنکه گمان می کنیم حساس تر و سخت تر می کند.

فرض می کنیم نیروی شرکت حمل و نقل آبادان نمایندگی مجاز غله بوده و با نامه نگاری از شرکت مادر تخصصی تهران عنان امور شرکت غله را به دست گرفته، هرچند همین موضوع هم باید توسط حقوق دانان بررسی و صحت و سقم ماجرای نمایندگی بررسی شود.

اما سوال این است، چطور فردی بدون داشتن هیچ رابطه استخدامی و با فرض صحت داشتن مجوز از تهران(یک نماینده شرکت دیگر درغله) در سربرگ شرکت غله به مدت هشت سال با چند عنوان مختلف مشغول مکاتبه با خود شرکت غله در استان و سایر ادارات مختلف در شهرستان بوده است؟

سوال مهمتر اینکه چرا موضوع به این مهمی نه توسط حراست مجموعه، نه معاونت اداری، نه مدیر شرکت پیگیری نشده و این روند اشتباه حدود هشت سال و در دوره مدیریت سه مدیرکل متفاوت ادامه داشته است؟

جواب سوال بعدی را باید در نامه هایی که در زیر همین خبر منتشر می شود جست و جو کرد.

وقتی مدیریت و توزیع کالاهایی به ارزش میلیاردها تومان و از آن مهم تر استراتژیک( اسناد چندین هزار تن گندم یا شکر یا آرد در نامه ها موید این گفته است) در دست یک فرد بدون رابطه استخدامی با شرکت غله است، اگر فردا روزی خسارت خاصی با هر عنوانی به بیت المال وارد شود، چه کسی پاسخگوی ضرر و زیان ها به بیت المال خواهد شد.

فرض کنیم فردی به غیر از فرد مورد نظر این مسئولیت را بر عهده داشت و از قضا به دهها علت پایبندی به این مرز بوم نداشت و به خاطر بهبود وضعیت مالی خود یا مسئله عقیدتی می خواست به کشور ضربه اقتصادی و امنیتی وارد سازد!

مثلا سهمیه آرد و گندم شهرستان را به فروش می رساند و باعث بروز مشکلات امنیتی به خاطر نبود یا کمبود یک کالای استراتژیک در شهرستان می شد و خود نیز تا مسئولین متوجه قضیه شوند از کشور متواری می شد، خوب اینجا باید یقه ی چه کسی را می گرفتیم؟

چه کسی ضرر چند میلیاردی وارد شده به بیت المال را باید می داد؟ آیا مدیران شرکت غله حاضر بودند ضرر وارد شده به بیت المال را از جیب خود بدهند یا خیر؟

یک سوال مهم دیگر نیز باید از فرمانداران شاهیندژ و حراست آن مجموعه و نهادهای امنیتی مستقر در شهرستان پرسید که چطور بعد از هشت سال کسی متوجه قضیه نشده است؟

خلا این قضیه امنیتی را نباید حفره کوچک امنیتی و موضوع ساده ای انگاشت و از کنار آن به راحتی عبور کرد.

چیزی که ماجرا را جالب تر می کند اینکه حتی فرماندار وقت شاهیندژ با علم به موضوع نامه ای خطاب به شرکت غله استان برای جذب وی می نویسد و خواهان استخدام آقای احتشامی می شود!

البته در خواست برای استخدام یک فرد با اخلاق که اتفاقا مورد رضایت آقای فرماندار نیز هست هیچ ایرادی ندارد، ایراد آنجاست که منطق حکم می کرد بعد از اطلاع از موضوع ضمن تذکر به شرکت غله استان مانع نامه نگاری در سربرگ های شرکت غله و امضا به عنوان رئیس یا سرپرست اداره می شد.

در کل انتظار از مسئولان امنیتی و نظارتی شهرستان شاهیندژ این است که ضمن پذیرش خطای خود و پاسخگو بودن به افکار عمومی، نسبت به اصلاح موضوع و اطلاع رسانی مناسب اقدام کافی نمایند.

سال ۹۱ و اولین نامه ای که در دست این پایگاه است
نامه نگاری اقای احتشامی با فرمانداری شاهیندژ
تقدیر فرماندار دولت دهم از زحمات اقای احتشامی
مرخصی گرفتن از فرماندار شاهین دژ
شرکت غله آذربایجان غربی
امضای صورتجلسه
انتقال گندم به میزان ۳۳۰۰ تن
نامه فرماندار شاهین دژ به مدیرکل غله برای جذب و استخدام نامبرده
اینجا اقای احتشام انباردار نامیده شده است
اینجا نماینده شرکت غله نامیده شده است
متن صورتجلسه بنا به عللی از متن سند حذف شد
برآورد موجودی سیلو
فروش ۴۰ تن گندم
مکاتبه با شرکت غله آذربایجان غربی
مجوز انتقال ۴۵۰۰ تن شکر به انبارشرکت غله آذربایجان غربی
تقدیر فرماندار روحانی از داوود احتشامی
تحویل ۲۰ تن شکر
پلمپ سیلو
معرفی نیرو برای خرید گندم
۲۵۰ تن گندم
۴۰ تن گندم
۲۵۰ تن گندم
سند دوم درخواست جذب و استخدام در شرکت غله
مکاتبه با شرکت غله آذربایجان غربی
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.